![]() |
![]() |
|
|
ميگن اگه 40 شب با خلوص نيت آشغالاتونو ساعت 9 بيرون بزاريد احمدي نژاد رو خواب ميبينيد يه روز متخصص کامپيوتر ميافته تو آب ميگه: اف 1، اف 1 يه ماره ميره تو شرت عربه، ميگه: رخصت پهلوون عربه ميخواسته استمناء كنه به معاملهش آب صابون ميماله باهاش زمينو تي ميكشه پیره زنه میره داروخونه میگه آقا کاندوم xxxxxxxx لارج دارین ؟ آقاهه میگه بله داریم ........بدم ؟... پیره زنه می گنه نه ... وامیستم مشتریش بیاد زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب ميمونه مردي در خانهاي ميرود و از پسر صاحبخانه طلب آب ميكند. پسر كاسهاي پر از آب آورده، به دست مرد ميدهد. ناگهان كاسه از دست مرد ميافتد و ميشكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي ميكند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد ميگويد: عيب نداره، به بابام ميگم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره زن از شوهرش ميپرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟ مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور ميتونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟ سه تا دزد مشغول دزدي بودن که صاحب خانه رسيد. هرکدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول. صداي گردو در مياره. به دومي ميزنه صداي نون خشک ميده. به سومي ميزنه. صدايي نمياد. دوباره ميزنه بازم صدا نميده. چند بار ديگه ميزنه. يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره جمیله با ادیسون ازدواج می کنه بچشون می شه رقص نور قاضي: چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟ متهم: جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.قاضي: پس چرا پولهايش را برداشتي؟ متهم: يعني ميفرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که: هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت، زن خود را ديد. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش تهرانیه میره خواستگاری پدر دختره میپرسه خونه داری؟ میگه نه.ماشین داری؟ میگه نه. کار داری؟ نه.پدر دختر شاکی می شه می گه پس چی داری؟ تهرونیه می گه: پشت مو رو داشته باش این هم از تاثیرات نامه احمدِ نژاد به بوش: جورج بوش پس از مسلمان شدن به احمدی نژاد: حاج محمود انرژی هسته ای فدای سرت، این صیغه که میگن ، چیه؟ يه روز يه معلم به دانش آموز خود عكس پاي يك حيواني را نشان داد واز او نام حيوان را پرسيد. دانش آموز هر چقدر به عكس نگاه كرد نتوانست نامش را بگويد. معلم با عصبانيت به او گفت: اسمت را بگو تا برايت يك صفر بگذارم. دانش آموز كفشهايش را در آورد و به معلم خود گفت: شما هم از روي پاي من بگوييد اسم من چيست يه روز يه معلمه از دانش آموزش مي پرسه در آينده مي خواهيد چه کاره شويد؟ احمد ميگه: مي خوام خلبان بشم. رامين ميگه: مي خوام دکتر بشم . سارا ميگه: مي خوام يه مادر خوب بشم. رضا ميگه: مي خوام درآينده به سارا کمک کنم يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما به سیاوش قمیشی میگن صبحونه چی میخوری؟ میگه: عسل بانون. عسل بی نون. عسل کیک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:25 توسط ارش |
|
|
براي مردن، افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست ..... فقط كافيستكه از چشم تو بيافتم ميگن قلب آدما اندازه مشتشونه ولي چطوري يه دنيا مهربوني يه آسمان صداقت يه كهكشان محبت يه دريا عشق تو مشتت جا شده؟ صد بار قسم خوردم كه نام تو رو بر زبان نياورم . ولي افسوس قسم هم نام تو بود به لوتي ميگن اب بده دريا مي ده . به لوتي مي گن گل بده گلستان مي ده . به لوتي مي گن معرفت . صفا . صميميت بده همش شماره تو رو مي ده |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:19 توسط ارش |
|
|
يه يزديه داشته لباسشو اتو ميكرده زنش ميگه داري چيكار ميكني ميگه دارم اتو ميكنم زنش ميگه چرا اتو ميكني بيا ايتوكون تو عروسي، داماد و جو مي گيره، به عروس شماره تلفن مي ده زنه میره دکتر میگه آقای دکتر این سینه ام اینقده درد میکنه که میخوام بکنمش بندازم جلوی گربه دکتره میگه : میو میو میو پسره به مامانش ميگه: ماماني، ديروز كه تو خونه نبودي، خاله مهري اومد پيش ما و بعدش با باباجون رفتن تو اتاق خواب و... مامانش ميپره وسط حرفش ميگه، واستا... بقيشو بگذار شب كه باباجون اومد واسه هردومون تعريف كن. خلاصه شب ميشه و مرده مياد خونه و شب سرِ شام مامانه به پسره ميگه: خوب، ديروز خاله مهري و باباجون رفتن تو اتاق خواب و بعد چي شد؟ پسره ميگه: آره.. بعدش همون كاري رو كردن كه هميشه وقتي باباجون نيست تو و عمو نادر با هم ميكنين شخصي مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: «چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين ميشستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:16 توسط ارش |
|
|
به رشتيه با اساماس خبر ميدن كه: زنت داره ...! اونم با اساماس جواب ميده: لعنت به پدر و مادر كسي كه اساماس تكراري ميفرسته رشتيه ميره بدن سازي به زنش ميگه: ميبيني چه ديناميتي شدم؟ زنش ميگه: چه فايده، فتيلهاش 5 سانته رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع ميكنه ميگه: جواب ابلهان خاموشيست رشتيه بچه دار نميشده، محلهشون رو عوض ميكنه از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! مـــن؟! مـــــن؟! عين سگ به رشتيه ميگن بچه داري؟! ميگه: والله من نه، ولي خانم داره رشتيه ميره خونه ميبينه زنش لخته، ميگه: خدا قوت، با لباس كار ميبينمت امام جمعه رشت: مسئله انتخابات يك مسئله ناموسي نيست، آن را جدي بگيريد رشتیه زنش رو میبره دکتر ..... دکتر می گه : برای خانمتون سه روز نزدیکی تجویز کردم . رشتیه می گه : بیارمش مطب یا تشریف میارین منزل زن رشتيه ميره دکتر ميگه اقاي دكتر من هفت تا بچه دارم..... الان هم هشتمی رو حامله هستم.حتما يك چيزي تو هوا هست كه من اينقدر حامله ميشم.دكتره ميگه بله خانوم لنگاتون رشتيه مادرشو ميبره دکتر، دکتر ميگه براي سلامتيش بايد پرهيز کنه!! رشتيه ميگه دکترجون خودت بکن پرويز دهن لقه رشتيه ميره تو يک خانه فساد، زنشو اونجا مي بينه: ميزنه زير گريه زنش ميگه: چي شده؟ رشتيه ميگه منو ببخش منو اغفال کردن رشتیه اسم زنشو ميزاره خوش ركاب، بهش ميگن چرا؟ ميگه: هيشكي نديدم تو نخش نباشه رشتیه با رتبه 500000 پزشکی قبول می شه تحقیق می کنن می بینن فرزند 4تا شهیده رشتيه ميره دكتر، ميگه اقاي دكتر من هشت تا بچه دارم، ديگه نميخوام بچه دار بشم. چيكاركنم؟ دكتره ميگه: خوب عزيزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن. رشتيه ميگه: آقاي دكتر سر دو تاي اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولي بچه دار شديم. دكتره ميگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم خانم قرص مصرف كرد ولي باز بچه دار شديم. دكتره ميگه: به خانمت بگو ديافراگم بگذاره. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم همين كارو كرديم ولي باز فايده نداشت. دكتره شاكي ميشه، ميگه: خوب بابا ك؟ون لقت! اصلا نكنش!! رشتيه ميگه: والله آقاي دكتر سر دوتاي آخر اصلاً نكرده بوديم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:15 توسط ارش |
|
|
به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: يکلام 2500 ميگيريم خالي ميکنيم!! تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!! ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!! تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!! تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!! تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!! تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!! تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!! تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!! به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!!! يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!! تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!! تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!! تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال پنجاه با دو نفر دعوامون شد، البته سال پنجاه دو نفر خيلي بود!!! تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله ميگه: به مجرد هم ميدين؟!! اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت ميكنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش ميكنند،ميگه: پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش ميكنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!تركه خوشحال ميشه ميگه: خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!سربازه ميگه: قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه به غضنفر مي گن : چرا ترک شدي؟ مي گه از دزدي كه بهتره به ترکه میگن ببخشید شما ترکید؟ میگه چیه سرطان که نیست خوب می شم ترکه ميره بالاي پل عابر پياده...ميگه : من ترک...من خر...من نفهم...ولي شما اينجا رودخونه ميبينين که پل زدين تركه ميره «استريپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفيقش ميگه: پاشو بريم، از اول معلوم بود اين دختره زورش نميرسه ميله رو كج كنه ترکه زن میگیره، همون شب اول به زنش میگه: اینجا خونه بابات نیست که بخوری و بخوابی، اینجا خونه منه، باید بخوابی و بخوری ترکه ميره پمپ بنزين و باك سمندشو پر ميكنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! ترکه در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جونم، قيمت گازوئيل همينه تركه ميره آمريكا، يه زن خراب ميبينه، ميگه: چند؟ زنه ميگه: پنج دلار همينجا، ده دلار تو پارك، بيست دلار خونه، پنجاه دلار هتل! بنده خدا پنجاه دلار ميده. زنه با خوشحالي ميگه: اي ول، هتل؟ تركه ميگه: نه، ده بار همينجا شعار ترکها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد تركه پاش خواب ميره، كفشاشو ميدزدن به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش به يه تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: پس چند تا؟ تركه دو هزار تومني پيدا ميكنه، ميندازه دور ميگه: من از اين شانسا ندارم تركه ميره توي دل طبيعت، هضم ميشه ترکه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك! به تركه ميگن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون. روی بیلبورد زده سیو همان سیب است ترکه میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بود تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه به تركه ميگن: نظرت راجع به آتروپات چيه؟ ميگه: راستش يخمك خوشمزه تره به ترکه گفتن : چرا انقدر بچه ات زشته ؟ ..... ترکه می گه : شب تاریک، سوراخ باریک ، منم دست تنها ، می خواستی آلن دلون بسازم!!!! يه تركه چشمش قرمز ميشه مي پرسن چي شده ميگه «چش» خورده ميگن مگه تركام چش ميخورن ميگه از اون چشا نه چش شلوار يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من ! به ترکه ميگن زنت پريوده؟ ميگه : ناقلا از دور لبم فهميدي؟ ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ ترکه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداشت! کتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟ يه شب تو کلانتري افسر نگهبان و استوار حوصله شون سر رفته بود افسر نگهبان به استوار گفت برو يکي رو الکي بگير بيار يه کم سره کارش بزاريم استوار ميره و يه ترکه رو مياره افسر نگهبان ميگه:اين مرتيکه چيکار کرده؟ استوار ميگه:تو قهوه خونه با چيزش داشت چاي هم ميزد ترکه ميگه:جناب سروان دروغ ميگه اولش مگه من خرم که با چيزم چاي هم بزنم، چيزم ميسوزه دوما چيز من گنده است تو استکان چاي نميره سوما باور نميکنيد؟جناب سروان بيا يه ليس بزن اگه شيرين بود منو بنداز یه روز دوتا ترک دوتا خر میخرن اولی به دومی میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟دومی میگه خوب من یه گوش خرم و میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو. فرداش میبینن خر دومیه گوش خر اولی رو از سر حسادت خورده اولی میگه :حالا چیکار کنیم دومی میگه:من جفت گوش خرمو میبرم فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه اولی میگه :حالا چیکار کنیم دومی میگه: من دم خرمو میبرم فرداش بازم قضیه دیروزی میشه اولی با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم دومی هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من یه روز ترکه میره سلمونی یارو میفهمه این ترکه میخواد کسخولش کنه میگه ببخشید ریشتونو خشک خشک بزنم یا خیس خیس ترکه با تعجب میگه یعنی چی سلمونی میگه آخه اونایی که تو بچه گیشون کونی بودن وبه همه کون میدادن رو خیس خیس میزنیم ولی اونایی که آدم خوبی بودن رو خشک خشک . ترکه میگه معلومه من آدم خوبی بودم خلاصه یارو شروع میکنه خشک خشک ریش ترکرو تراشیدن ترکه که میبینه دهنش داره سرویس میشه میگه یه لحظه صبر کن یه چیزایی یادم اومد ترکه یه دختر خوشگل میبینه بهش میگه: میبخشی خانم شمارو مادرتون زائیده ؟ يه روز يه تركه ميره ختم موقع بيرون اومدن همه ميگن خدا بيامرزدش تركه يادش ميره چي بگه ميگه(ببخشيد که مرد) ترکه کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده سه تا ترک ميخواستن حکم بازي کنن .. يه نفر کم داشتن يکيشون ميره دم پنجره ميبينه غضنفر پايين واستاده و دستش هم تو جيبشه ميگه: آهاي غضنفر بازي ميکني؟ ميگه نه دارم ميخارونمش به ترکه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟ ترکه ميگه : مامانتو به ترکه ميگن يه معما بگو ميگه اون چيه که درازه ، زرده ، موزه؟ يه ترکه با حسرت به اسب نگاه ميکنه ميگه اي کاش ادامه تحصيل مي دادم به ترکه مي گن چرا زن نمي گيري ؟ ميگه : آخه کي زنشو به ما مي ده ؟ ترکه نوشابه مي خره گازشو مي گيره ميره شمال |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:12 توسط ارش |
|